تأثیر محافظهکاری حسابداری بر حساسیت سرمایهگذاری به جریان نقدی در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران
هدف: هدف این پژوهش بررسی میزان تأثیر محافظهکاری حسابداری بر حساسیت سرمایهگذاری نسبت به جریان نقدی در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. روششناسی: این مطالعه بهصورت کاربردی و با رویکرد علی–همبستگی انجام شد. دادههای مالی ۱۱۹ شرکت طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ به روش حذف سیستماتیک انتخاب و با استفاده از مدل رگرسیون چندمتغیره و دادههای تابلویی تحلیل شد. شاخص محافظهکاری حسابداری از مدلهای رایج سنجش محافظهکاری استخراج شد و متغیرهای کنترلی شامل کیو توبین، اندازه شرکت و اهرم مالی در مدل لحاظ گردید. تحلیلها با استفاده از روش EGLS و آزمونهای تشخیصی برای بررسی فروض کلاسیک رگرسیون تکمیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد جریان نقدی اثر مثبت و معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری دارد (β = 0.0341). محافظهکاری حسابداری تأثیر معناداری بر حساسیت سرمایهگذاری نداشت و اثر متقاطع آن با جریان نقدی نیز فاقد معناداری بود. کیو توبین و اهرم مالی آثار مثبت و معنادار نشان دادند، درحالیکه اندازه شرکت اثر مثبت اما غیرمعنادار داشت. مقدار ضریب تعیین تعدیلشده 0.58 و آماره دوربین–واتسون 1.97 نشاندهنده برازش مناسب مدل و نبود خودهمبستگی است. نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که محافظهکاری حسابداری نقشی تعیینکننده در تغییر حساسیت سرمایهگذاری نسبت به جریان نقدی ایفا نمیکند و تصمیمات سرمایهگذاری بیشتر تحت تأثیر جریان نقدی، ساختار سرمایه و فرصتهای رشد قرار دارند. این امر بیان میکند که در شرایط بازار ایران، سیاستهای محافظهکارانه حسابداری اثر محدودتری بر فرآیند سرمایهگذاری شرکتها دارند.
طراحی مدل توسعه ورزش فوتبال کشور عراق
هدف: هدف پژوهش، ارائه یک مدل جامع و بومی برای توسعه فوتبال در کشور عراق است. روششناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روششناسی، آمیخته (کیفی–کمی) و مقطعی است. در مرحله کیفی، عوامل اصلی و فرعی مؤثر بر توسعه فوتبال عراق از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان شناسایی شد و با استفاده از تکنیک دلفی فازی غربالگری گردید. در مرحله کمی، پرسشنامه محققساخت بر اساس عوامل تأییدشده طراحی و بین نمونهای متشکل از ۱۰۰ نفر از متخصصان و فعالان فوتبال عراق توزیع شد. تحلیل دادهها در بخش کیفی با روش دلفی فازی و در بخش کمی با مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS انجام شد. شاخصهای روایی، پایایی، ضرایب مسیر، آماره t و شاخصهای برازش مدل شامل R²، Q² و f² مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که از میان ۷ عامل اصلی شناساییشده، عوامل مدیریتی و حکمرانی، زیرساختی–فنی و انسانی–آموزشی دارای بیشترین اثرگذاری بر توسعه فوتبال عراق هستند. تمامی عوامل شناساییشده در مرحله دلفی فازی تأیید شده و بارهای عاملی آنها از حد مطلوب بالاتر بود. مقدار ضریب تعیین توسعه فوتبال برابر با 0.869 بوده که نشاندهنده قدرت تبیین بسیار قوی مدل است. همچنین شاخص Q² برای تمامی ابعاد بیش از 0.35 و اثرات f² نیز در سطح قوی گزارش شد که بیانگر قدرت پیشبینی بالا و کفایت مدل ساختاری است. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که توسعه فوتبال در عراق نیازمند توجه همزمان به ابعاد مدیریتی، زیرساختی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی، بینالمللی و فناورانه است. مدل ارائهشده با داشتن برازش قوی میتواند مبنایی برای برنامهریزی راهبردی و سیاستگذاری توسعه فوتبال در این کشور قرار گیرد.
کارکرد فناوری اطلاعات در ارتقای کارکرد حسابرسی و پیامدهای آن بر پایداری سازمانی
هدف: هدف این پژوهش، تبیین نقش فناوری اطلاعات در ارتقای کیفیت و اثربخشی فرآیند حسابرسی و پیامدهای آن بر پایداری سازمانی است. روششناسی: این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد کمی انجام شد. دادهها از طریق پرسشنامهای شامل ۷۷ شاخص و ۱۲ سازه گردآوری شد. نمونه شامل ۳۸۵ حسابرس و خبره صنعت بود. برای تحلیل دادهها از تحلیل عاملی تأییدی، بارهای عاملی، آزمون t، پایایی مرکب، آلفای کرونباخ، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. تمامی شاخصهای پایایی و روایی در سطوح قابل قبول تأیید شد. یافتهها: نتایج نشان داد تمامی بارهای عاملی بیش از مقدار معیار و تمامی آمارههای t فراتر از سطح معناداری ۹۹ درصد هستند. تمامی سازهها دارای پایایی مرکب و آلفای کرونباخ بالاتر از ۰/۷ بودند. مقادیر AVE برای همه متغیرهای پنهان بیش از ۰/۵ گزارش شد و روایی واگرا نیز بر اساس معیارهای آماری تأیید گردید. مدل از برازش مناسب برخوردار بود و نقش فناوری اطلاعات در بهبود فرآیند حسابرسی و تقویت ابعاد پایداری سازمانی مورد تأیید قرار گرفت. نتیجهگیری: فناوری اطلاعات با ارتقای کارایی، دقت تحلیل، امنیت داده، بهبود تصمیمگیری، کاهش خطای انسانی، افزایش کیفیت گزارشگری حسابرسی و فراهمسازی تحلیلهای پیشرفته، موجب بهبود قابل توجه فرآیند حسابرسی میشود. این امر در نهایت به افزایش شفافیت، پاسخگویی و پایداری سازمانی منجر میشود و اهمیت بهکارگیری فناوری اطلاعات را در حسابرسی نوین برجسته میسازد.
بررسی تأثیر مدیریت ریسک سازمانی بر عملکرد تعدیلشده مبتنی بر ریسک در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدل توسعهیافته مدیریت ریسک سازمانی بر عملکرد تعدیلشده مبتنی بر ریسک در شرکتهای بورسی است. روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توسعهای است و دادههای آن بهصورت گذشتهنگر از صورتهای مالی و اطلاعات شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله سالهای 1395 تا 1402 استخراج شده است. پس از اعمال معیارهای غربالگری، 102 شرکت بهعنوان نمونه انتخاب و برای هر متغیر 816 مشاهده ثبت شد. اندازهگیری مدیریت ریسک سازمانی با استفاده از مدل توسعهیافته Hoyt & Liebenberg انجام شد و عملکرد تعدیلشده مبتنی بر ریسک بر اساس بازده اضافی تعدیلشده با ریسک محاسبه گردید. تحلیل دادهها با استفاده از رگرسیون انجام شد تا رابطه بین شاخص ARES و عملکرد تعدیلشده شرکتها ارزیابی شود. یافتهها: بر اساس نتایج رگرسیون، شاخص مدیریت ریسک سازمانی (ARES) اثر منفی و معناداری بر عملکرد تعدیلشده مبتنی بر ریسک دارد (β = −0.2142 , p < 0.001). مدل از نظر آماری معنادار است (F = 28.64 , p < 0.001) و نبود خودهمبستگی در باقیماندهها با آماره Durbin–Watson برابر با 1.98 تأیید شد. با این حال، مقدار R² برابر 0.044 نشان داد که تنها 4.4٪ از تغییرات عملکرد تعدیلشده توسط ARES توضیح داده میشود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج، افزایش انحراف مدیریت ریسک سازمانی از وضعیت مطلوب موجب کاهش عملکرد تعدیلشده شرکتها میشود و نشان میدهد که تقویت ساختارهای مدیریت ریسک، کنترل داخلی و حاکمیت شرکتی نقش مهمی در بهبود عملکرد دارد. با وجود این، سهم پایین ARES در تبیین عملکرد نشان میدهد عوامل متعدد دیگری نیز در تغییرات عملکرد مالی نقش دارند. بهکارگیری مدل توسعهیافته مدیریت ریسک سازمانی میتواند ارزیابی دقیقتر و جامعتری از ریسک فراهم کند و به تصمیمگیری بهتر مدیران در محیطهای پرریسک کمک نماید.
تدوین مدل تأثیر مدیریت ریسک دانش بر پایداری سازمانی با توجه به نقش میانجی رفتار نوآورانه کارکنان
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت ریسک دانش بر پایداری سازمانی با توجه به نقش میانجی رفتار نوآورانه کارکنان بود. روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی–پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان یزد بود و ۱۰۹ نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده سه پرسشنامه استاندارد مربوط به مدیریت ریسک دانش، پایداری سازمانی و رفتار نوآورانه کارکنان بود. روایی بهوسیله تحلیل عاملی و میانگین واریانس استخراجی و پایایی با آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد. تحلیل دادهها در دو بخش توصیفی و استنباطی و با استفاده از همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد مدیریت ریسک دانش بر پایداری سازمانی اثر مثبت و معنادار دارد. مدیریت ریسک دانش همچنین بر رفتار نوآورانه کارکنان اثر مثبت و معنادار نشان داد. علاوه بر این، رفتار نوآورانه کارکنان پیشبین مثبت پایداری سازمانی بود. آزمون نقش میانجی نشان داد بخشی از اثر مدیریت ریسک دانش بر پایداری سازمانی از طریق رفتار نوآورانه کارکنان منتقل میشود. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که تقویت مدیریت ریسک دانش موجب ارتقای رفتار نوآورانه و پایداری سازمانی میشود و رفتار نوآورانه یکی از مسیرهای کلیدی اثرگذاری مدیریت ریسک دانش بر پایداری سازمانی محسوب میشود. توجه به ریسکهای دانشی و مدیریت آنها میتواند به افزایش تابآوری و پایداری بلندمدت سازمان کمک کند.
تدوین و اعتبارسنجی مدل ارزیابی اثر ریسکهای بانکی بر پایداری نظام بانکی ایران
هدف: هدف این پژوهش تدوین و اعتبارسنجی مدل ارزیابی اثر ریسکهای بانکی شامل ریسک اعتباری، نقدینگی، بازار و عملیاتی بر پایداری نظام بانکی ایران است. روششناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–پیمایشی است و دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته مبتنی بر پنج سازه اصلی گردآوری شد. جامعه آماری شامل مدیران ارشد، کارشناسان ریسک و حسابرسان داخلی بانکهای تجاری و تخصصی فعال در ایران بود و ۱۲۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل دادهها از مدلیابی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) با استفاده از نرمافزار SmartPLS 4 بهره گرفته شد. روایی سازهها با بررسی بارهای عاملی، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراجشده تأیید شد و سپس مدل ساختاری برای آزمون فرضیهها مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد تمامی مسیرهای مستقیم بین ریسکهای بانکی و پایداری نظام بانکی منفی و معنادار هستند (p<0.001). ریسک بازار بیشترین اثر منفی را بر پایداری داشت (β=-0.262) و پس از آن ریسک عملیاتی (β=-0.244)، ریسک نقدینگی (β=-0.229) و ریسک اعتباری (β=-0.231) قرار گرفتند. مدل کلی نشان داد که ریسکهای بانکی توانستند 0.393 از واریانس پایداری نظام بانکی را تبیین کنند (R²=0.393). همچنین بارهای عاملی شاخصها بالاتر از 0.7 و مقادیر t بالاتر از 9 بوده و معناداری کامل مدل اندازهگیری را تأیید کردند. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که افزایش ریسکهای بانکی موجب کاهش معنادار پایداری نظام بانکی ایران میشود و تقویت نظام مدیریت ریسک، افزایش کفایت سرمایه و بهبود سازوکارهای نظارت کلان توسط نهاد ناظر برای ارتقای تابآوری مالی کشور ضروری است.
پیشبینی شاخص استرس فراگیر بازار سرمایه ایران با استفاده از مدلسازی ترکیبی یادگیری ماشین و متغیرهای برونزا
هدف: هدف پژوهش ارائه مدلی کارآمد برای پیشبینی شاخص استرس فراگیر بازار سرمایه ایران با بهرهگیری از ترکیب یادگیری ماشین و مدلهای پویا. روششناسی: این مطالعه از دادههای روزانه ۲۰ شاخص صنعتی بورس اوراق بهادار تهران در دوره دهساله ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ استفاده کرد. ابتدا بازدهی لگاریتمی محاسبه شد و آزمونهای نرمالیتی، مانایی و ناهمسانی واریانس اجرا شدند. برای سنجش ریسک سیستمی از مدل DCC–MGARCH و معیار ∆CoVaR استفاده شد. در ادامه سه مدل یادگیری ماشین شامل شبکه عصبی، جنگل تصادفی و رگرسیون بردار پشتیبان برای تعیین اهمیت نسبی صنایع و استخراج وزنها بهکار رفتند و بهترین مدل انتخاب شد. در نهایت شاخص استرس فراگیر بر اساس ماتریس همبستگی شرطی و وزنهای استخراجشده ساخته شد. یافتهها: نتایج نشان داد توزیع اکثر شاخصها نرمال نیست اما تمامی سریها مانا و دارای ناهمسانی واریانساند. آزمون انگل–شپرد وجود همبستگی پویا میان شاخصها و ضرورت استفاده از مدل DCC را تأیید کرد. براساس ∆CoVaR صنایع خودرو، انبوهسازی، محصولات کاغذی و فلزات اساسی بیشترین ریسک سیستمی را ایجاد کردند. مدل جنگل تصادفی دقیقترین عملکرد را در پیشبینی ریسک بازار داشت. شاخص استرس فراگیر دورههای پرتنش بازار را بهصورت پیشنگر شناسایی کرد و سیگنالهای هشدار پیش از ریزشهای عمده صادر شد. آزمون گرنجر رابطه علّی یکطرفه از بازار ارز آزاد به شاخص استرس را تأیید کرد، در حالی که بازار سکه فاقد اثر معنادار بود. نتیجهگیری: مدلسازی ترکیبی شامل DCC–MGARCH و یادگیری ماشین ابزاری قابلاعتماد و پیشنگر برای سنجش ریسک سیستماتیک و پیشبینی استرس فراگیر بازار سرمایه ایران محسوب میشود و میتواند مبنایی برای مدیریت ریسک و سیاستگذاری کلان باشد.
تاثیر استراتژیهای مدیریت تعارض بر تعهد پایدار کارکنان (مورد مطالعه: دانشگاه یزد)
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین تاثیر استراتژیهای مدیریت تعارض(اعم از استراتژیهای عدم مقابله، راه حل گرایی و رقابت) بر تعهد پایدار کارکنان دانشگاه یزد انجام شده است. روششناسی: این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-علی است که در آن برای جمع آوری دادهها از روشهای کتابخانهای و میدانی بهره برده شده است. جامعه آماری این تحقیق، کارکنان دانشگاه یزد است که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 172 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها نیز شامل پرسشنامه استراتژیهای مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون (1987) و تعهد پایدار کارکنان میر و آلن (1991) است. در این تحقیق دادهها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS با روش مدلسازی معادلات ساختاری، تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: یافتهها بیانگر پایداری درونی و وضعیت مناسب پایایی و روایی همگرا و واگرا و برازش قوی مدل اندازه گیری و همبستگی معنی دار بین متغیرها میباشد. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که استراتژیهای مدیریت تعارض شامل استراتژیهای عدم مقابله، راه حل گرایی و رقابت، دارای تاثیر مثبت و معنی دار آماری بر تعهد پایدار کارکنان دانشگاه یزد دارد. نتیجهگیری: به مدیریت عالی دانشگاه یزد توصیه میشود تا با ایجاد کارگروههای مختلف، تمامی جوانب سازمانی در نظر گرفته و به مدیران به منظور شناسایی استراتژیهای مناسب جهت مدیریت تعارض کارکنان، کمک نمایند. همچنین در دستورالعمل ها، رویهها و آیین نامههای جاری با توجه به نظرات و پیشنهادات کارکنان بازنگری به عمل آمده و به کارکنان خود استقلال عمل دهند.
دربارهی مجله
به اطلاع پژوهشگران عزیز می رساند نشریه "مدیریت پویا وتحلیل کسب و کار" موفق به اخذ نمایه پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) شد. (اطلاعات بیشتر)
فصلنامه مدیریت پویا و تحلیل کسب و کار، نشریهای است با رویکرد علمی که با رسالت توسعه دانش مدیریت بازاریابی در کشور، شناسایی مسائل بازاریابی و فروش سازمانها و موسسات و ارائه راهکار برای آن، مقالههای علمی در این حوزه را بصورت فصلنامه منتشر میکند.
اهداف و چشم انداز اصلی فصلنامه مدیریت پویا و تحلیل کسب و کار:
فراهم کردن زیرساخت و بستری برای اینکه محققان، دانشگاه ها، موسسات آموزشی و متخصصین بتوانند دانش خود را به اشتراک گذاشته و آخرین مقالات علمی و یافته های تحقیقات خود را در زمینه مدیریت بازاریابی، تحلیل های مالی و حسابداری کسب و کار و بازار سرمایه را منتشر کنند. همچنین این مجله می تواند به عنوان منبع و مرجع، برای دانشجویان رشته مدیریت بازرگانی، بازاریابی و حسابداری مورد استفاده قرار گیرد.
زمینه و محورهای فصلنامه مدیریت پویا و تحلیل کسب و کار :
(مدیریت کسب و کار)
استراتژی های بازاریابی و تحقیقات بازار، سیستم های اطلاعات بازاریابی، بازاریابی الکترونیک و دیجیتال، مدیریت ارتباط با مشتری، مهندسی فروش و بازاریابی، تحلیل و به کارگیری نظریههای مدیریت بازاریابی در حوزه کسب و کار ایران، اخلاق و مسئولیت اجتماعی در بازاریابی، مفهوم و فرهنگ بازارگرایی و مشتری مداری در در حوزه کسب و کار ایران، نظریه ها و الگوهای نوین بازاریابی مصرفکننده و صنعتی، مدیریت رضایتمندی و شکایات مشتریان، تحلیل رفتار مصرفکنندگان و فرآیند تصمیمگیری خرید، مدیریت کانال های توزیع.
(تحلیل کسب وکار)
موضوعات مرتبط با تحلیل های مالی و حسابرسی در کسب و کار و بازارهای سرمایه، اخلاق در تحلیل های مالی و حسابرسی در بازار سرمایه و کسب و کار، مباحث مدیریت سود، مباحث حاکمیت شرکتی، موضوعات مرتبط با تئوریهای حسابداری.
